تبلیغات
طلبه امروزی
طلبه امروزی
هیچ وقت مدیریت جلسات خوشگذرونی با من نبود!
سه شنبه 6 اردیبهشت 1390

بسم الله الرحمن الرحیم

حدودا ۱۲ یا ۱۳ سال پیش وقتی دور هم جمع می شدیم و سعی می کردیم ساعتی از اوقات فراغتمون رو خوش بگذرونیم یکی از کارهایی که انجام می دادیم لطیفه گفتن بود.

به همین خاطر خنده دارترین لطیفه ها رو تو اون جمع تعریف می کردم اما به نشانه بی مزه بودن همه سرشون رو می خاروندن ، به هر زحمتی بود فقط تمومش می کردم و آرزو می کردم«ج م» شروع کنه به تعریف کردن لطیفه های بی مزه و خنده دارش ؛ آره بی مزه چون من که تعریف می کردم کسی نمی خندید اما اون که تعریف می کرد بچه ها از شدت خنده غش می کردن وسط اتاق .

 

 

معمولا تو خوشگذرونی ها همه بچه ها هواسشون به «ج م » بود تا جایی که اگه اون ، تو اینجور مجالس نمیومد بقیه هم انگیزه اومدن نداشتن.

 زمانی که می خواستیم یک کار هیئتی و جدی ؛ مثل برپایی نمایشگاه و یا برگزاری یه مجلس داشته باشیم همه حواس ها متوجه «ع ر» می شد دیگه اینجا نه حرف «ج م» رو خیلی جدی می گرفتیم ، نه برنامه ریزی خودمون رو ؛ اینجا همه منتظر بودن که «ع ر» وارد میدون بشه تا یه برنامه حسابی ریخته بشه.

گاهی وقت ها که سعی می کردیم خودمون رو آدم هایی علمی نشون بدیم تو مباحث علمی ، مستند و مستدل بچه ها به دنبال «ح ش» که یه چند سالی بود طلبه شده بود می گشتن و یه جورایی این اینجور جلسات با حضور ایشون رونق داشت.

 

دیگه الان واسه من قطعی شده که نمیشه به زور کسی رو مدیر كاری کرد البته میشه مسئولیت کاری رو به عهده ی کسی انداخت اما نمیشه اون رو مدیر کرد آخه میدونید:

              مدیریت امری واقعیه و حقیقیه.


برچسب ها : خوشگذرونی,لطیفه,خنده,مدیریت,واقعیه,حقیقیه,طلبه,طلبه امروزی,
ارسال شده توسط طلبه امروزی در ساعت 05:20 ب.ظ | نظرت شما ()

داغ کن - کلوب دات کام
درباره ما
منوی اصلی
موضوعات مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
صفحات اضافی
ابر برچسب ها
آمار و امكانات
آخرین بروزرسانی :
تعداد كل مطالب :
تعداد کل نویسندگان :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازید از وبلاگ :